نکته اول این است که سعید آقاخانی در یک نقش تلخ و متفاوت، حضوری درخشان در خداحافظی طولانی (فرزاد مؤتمن) دارد و احتمالاً خیلی از مخالفان فیلم هم خواهند پذیرفت که بازی او، یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت فیلم است.

نکته اول این است که سعید آقاخانی در یک نقش تلخ و متفاوت، حضوری درخشان در خداحافظی طولانی (فرزاد مؤتمن) دارد و احتمالاً خیلی از مخالفان فیلم هم خواهند پذیرفت که بازی او، یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت فیلم است.

آقاخانی در نقش مردی که سختی‌های زیادی چشیده، کاملاً کنترل‌شده بازی می‌کند؛ هم غصه‌هایش حساب‌شده و به‌جا است، هم خشم‌هایش و هم خندیدن‌هایش. هوشمندی آقاخانی در تغییر جزییات بازی در عین حفظ یکدستی حضورش، یکی از مهم‌ترین عواملی است که باعث می‌شود شخصیت او در فیلم (کارگری با مشکلات متعدد که بعد از یک سال از زندان آزاد شده و حالا باید با مشکلات جدیدی مواجه شده)، به یک کاراکتر پیچیده تبدیل شود. همین اواخر، کمدین دیگری (رامبد جوان) با بازی در یک نقش متفاوت و جدی در فیلم گناهکاران (فرامرز قریبیان) موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست بیاورد و حالا به نظر می‌رسد آقاخانی هم از بخت خوبی برای (لااقل) نامزدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی مرد برخوردار باشد. اما حتی اگر آقاخانی نامزد جایزه هم نشود، این حضور احتمالاً‌ باعث خواهد شد که در یکی دو سال آینده نام او را بیش ا�� گذشته در سطح اول سینمای ایران بشنویم. این حضور شاید اساساً شروع دوباره‌ای برای بازیگری باشد که در سال‌های اخیر به عنوان یک کمدین نقش‌های مکمل شناخته شده است. اما این اتفاق می‌تواند سؤال مهم‌تری در ذهن ایجاد کند: چرا بازیگری مثل سعید آقاخانی باید در یک نقش «تلخ» بازی کند تا جدی گرفته شود؟
واقعیت این است که آقاخانی در عرصه کمدی (چه تلویزیونی و چه سینمایی)‌ بازیگر خیلی خوبی است. در طول بیش از دو دهه فعالیت در سینما و تلویزیون (از آیتم‌های بامزه خان‌دایی جان در مجموعه هنوز دلنشین ساعت خوش گرفته تا نمونه‌ای مثل ضد گلوله)، آقاخانی معمولاً نقش‌های مکملی را ایفا کرده که نه تنها حسابی به بار طنز ماجرا اضافه می‌کنند، بلکه تعامل شکل گرفته میان آنها و شخصیت‌های اصلی، باعث می‌شود که اعمال و سخنان کاراکترهای محوری هم بامزه‌تر به نظر برسد. آقاخانی در تمام این مدت نقش‌های خود را به خوبی درک کرده و بنابراین کار خودش را به خوبی انجام داده است. او یک تیپ‌ساز درجه یک است اما همین قضیه باعث شده که کمتر از لیاقتش به او توجه شود: مثل بسیاری از بازیگران نقش‌های مکمل که همیشه محبوب بوده‌اند اما کمتر از شایستگی‌شان جدی گرفته شده‌اند: از حمید لولایی و مریم امیرجلالی گرفته تا عباس محجوب و زنده‌یادان ناصر گیتی‌جاه و محمود بهرامی و کلی بازیگر دیگر.

 از استیو کارل تا سعید آقاخانی!/ چرا بازیگران کمدی معمولاً باید در نقش‌های جدی بازی کنند تا جدی گرفته شوند؟
باید بپذیریم که این مشکل ما است. انگار کسی که می‌خنداند، از جدی تلقی شدن ساقط می‌شود. این فقط مشکل ما نیست. در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر، در سینمای صنعتی شده و حرفه‌ای آمریکا هم همین‌طور است. جیم کری باید در مردی روی ماه، نمایش ترومن و درخشش ابدی یک ذهن بی‌آلایش بازی کند تا به عنوان یک بازیگر توانا شناخته شود. مردم، فیلم‌های کمدی را با بازی جیم کری دیده و به او می‌خندند و همین باعث می‌شود او را دوست داشته باشند اما بعید است منتقدی به این اشاره کند که: «جیم کری بازیگر بسیار خوبی است چون در فیلم‌هایی چون ماسک و احمق و احمق‌تر حسابی ما را خندانده و به هیجان می‌آورد.» این اشتباه بزرگ نقد فیلم از مدت‌ها پیش وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد. چاپلین اگر چاپلین شده، به خاطر این است که کارگردان بزرگی است، نه بازیگر بزرگی. حرکت عصای ولگرد مشهور، با منتسب شدن به هنر «کارگردانی» چاپلین است که به خودی خود واجد ارزش هنری می‌شود. هنوز برای این که از برادران مارکس تعریف کنیم،‌ به این اشاره می‌کنیم که آنها با این که کارگردانی آثار خود را نداشتند، جهان خود را ساخته و کارگردان را تحت‌الشعاع قرار می‌دادند. این در حالی است که کمتر پیش می‌آید که در بررسی کارنامه بازیگری بوگارت و براندو و نیومن و پاچینو و دنیرو و دیگران، به چنین جملاتی برخورد کنیم. نهایتاً به این اشاره می‌شود که «این بازیگران حتی در فیلم‌های نه چندان خوب هم گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند.» می‌بینید؟ هنر بازیگری در درام به مراتب خودبسنده‌تر از هنر بازیگری در کمدی تلقی می‌شود و این خطای بزرگ نقد فیلم است. همین امسال، در میان فیلم‌های مهم ۲۰۱۴، دو بازیگر داشتیم که با حضور در نقش‌هایی تلخ موفق شدند بالاخره به طور جدی به فصل جوایز راه پیدا کنند: استیو کارل و جنیفر انیستن. دو بازیگری که سابقه درخشانی در آثار کمدی دارند و اتفاقاً هر دو هم بازیگرانی مردمی و محبوب تلقی می‌شوند. اما کمتر منتقدی هنگام اشاره به لیست بازیگران مورد علاقه‌اش ممکن است نام این دو را به خاطر بیاورد. حالا، هر دو نفر شیرینی ذاتی خود را کنار گذاشته و در نقش‌هایی کاملاً جدی ظاهر شده‌اند و نتیجه، اولین نامزدی اسکار کارل بوده و عدم نامزدی انیستن در اسکار، یکی از شگفتی‌های بخش بازیگری تلقی شده است.
بازی آقاخانی در خداحافظی طولانی احتمالاً‌ باعث خواهد شد تا او، توجه و ستایشی را به دست بیاورد که در تمام این سال‌ها لیاقتش را داشته است. حالا و با اثبات این که حوزه توانایی‌های او بسیار گسترده‌تر از چیزی است که تصور می‌شد، ممکن است آقاخانی فرصت حضور در گستره وسیع‌تری از نقش‌ها و فیلم‌ها را پیدا کند. اما کاش این تغییر و تحولات احتمالی باعث نشوند که آقاخانی حوزه کاری‌اش را تغییر دهد. شاید زمانی فرا برسد که تیپ‌سازهای باهوش آثار کمدی، برای جدی گرفته شدن نیازی به حضور در نقش آدم‌های تلخ نداشته باشند.

منبع: کافه سینما

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه